محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

204

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

اين اشعار را كوچك و بزرگ حفظ كرده و اشخاص عادى و معتبر محفوظ هستند . كار اين اشعار به جائى رسيده است كه دزدها و سارقين مسلح اشعار را خوانده و مردم را غارت ميكردند براى نمونه : دعبل قصيدهء تائيه خود را براى حضرت رضا ( ع ) خواند حضرت هميان مالى به او داد دعبل گفت : من يكى از لباسهاى شما را ميخواهم كه در كفن خود بگذارم حضرت يك جبه خز به او داد . دعبل با قافله از مرو به طرف بغداد حركت كرد در ضمن راه دزدها پوستين و سائر اموال قافله را گرفتند و مشغول تقسيم شدند ، هنگام تقسيم يكى از دزدها اين شعر را خواند : ارى فيئهم فى غيرهم متقسما * * و ايديهم من فيئهم صفرات ارث آنان در بين غير خودشان تقسيم ميگردد ، ولى دستهاى آنان از ارث خودشان خالى است ! ! دعبل به آن دزد گفت اين شعر از كيست ؟ گفت : از دعبل شاعر اهل بيت ( ع ) دعبل گفت من دعبل هستم دزد وحشت كرد و گفت : توئى دعبل ؟ گفت : آرى دزدها هرچه گرفته بودند پس دادند . موقعى كه اهل قم از داستان جبه مطلع شدند از او خريدارى كردند ولى دعبل نفروخت ملت او را مجبور كردند و از او گرفتند و هزار دينار به او دادند موقعى كه از جبه مأيوس گرديد التماس كرد كه مختصرى از آن را به من بدهيد اهل قم به او رحم كردند و يك قطعه به او دادند . امام رضا ( ع ) گريه كرد ! امام رضا ( ع ) موقعى كه اشعار مصيبت دعبل را شنيد گريه كرد و زنها و بچه‌ها گريه كردند و تاكنون شيعيان آن اشعار را بالاى منابر ميخوانند و گريه ميكنند . اين قصيده حقوق از دست رفته را منعكس ساخته و مطالبى كه بايد از آن دفاع گردد مورد بحث قرار داده و مطالبيكه جا دارد انسان در راه آن كشته شود ، در اين اشعار منعكس گرديده است . اين اشعار بيش از هزار و صد سال پيش گفته شده ولى باز از اشعار شعراء عصر ما كه اشعار و ديوانهاى آنان كتابخانه‌ها را پر كرده است ارزش و شهرتش بيشتر است . رمز شهرت اين است كه پرده از روى حقائق درد مصيبت‌زدگان و آنان كه تحت شكنجه و عذابند و در هر عصرى گرفتار ميباشند برميدارد . از آنروزيكه اين اشعار منتشر شد قدرت مادى و معنوى بنى عباس از اوج خود افتاد و بسوى انحطاط رهسپار گرديد . اشعار دعبل بنا بگفتهء بحار در احوالات حضرت رضا ( ع ) حدود 80 بيت است . بعضى از اين اشعار درباره بنى اميه و بنى عباس است كه چند شعر آن ذكر مىشود :